مرتضى مطهرى
281
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ما نخست ادلّهاى كه مرحوم دكتر معين آوردهاند به استثناى دليل چهارم ايشان ، نقد و بررسى مىكنيم و سپس به هفتمين دليل مىپردازيم . آنگاه به تفصيل وارد چهارمين دليل دكتر معين مىشويم . اما دليل اول ، يعنى گفتههاى سرجان ملكم . اينها همانهاست كه ما قبلًا تحت عنوان « اظهارنظرها » و تحت عنوان « مزديسنا و ادب پارسى » نقل كرديم و بى اعتبارى آنها را روشن نموديم . سرجان ملكم ظاهراً در قرن 13 هجرى مىزيسته و ناچار گفته هايش دربارهء حادثهاى كه در حدود سيزده قرن با او فاصلهء تاريخى دارد بايد به يك سند تاريخى مستند باشد و نيست . بعلاوه او آنچنان تعصب ضداسلامى خود را آشكار ساخته است كه كوچكترين اعتبارى به گفتهاش باقى نمىماند . او مدعى است كه پيروان پيامبر عربى شهرهاى ايران را با خاك يكسان كردند ( دروغى كه در قوطى هيچ عطارى پيدا نمىشود ) . عجب است كه مرحوم دكتر معين گفتار سراسر نامربوط سرجان ملكم را به عنوان يك دليل ذكر مىنمايد . اما مسألهء « امّيّت » و بىسوادى عرب جاهلى مطلبى است كه خود قرآن هم آن را تأييد كرده است ، ولى اين چه دليلى است ؟ ! آيا اينكه عرب جاهلى بىسواد بوده ، دليل است كه عرب اسلامى كتابها را سوزانيده است ؟ بعلاوه ، در فاصلهء دورهء جاهلى و دورهء فتوحات اسلامى كه ربع قرن تقريباً طول كشيد ، يك نهضت قلم وسيلهء شخص پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله در مدينه به وجود آمد كه حيرتآور است . اين عرب جاهلى به دينى رو آورد كه پيامبر آن دين « فديهء » برخى اسيران را كه خواندن و نوشتن مىدانستند ، « تعليم » اطفال مسلمين قرار داد . پيامبر آن دين برخى اصحاب خود را به تعليم زبانهاى غيرعربى از قبيل سريانى و عبرى و فارسى تشويق كرد . خود گروهى در حدود بيست نفر « دبير » داشت و هر يك يا چند نفر را مسؤول دفتر و كارى قرار داد « 1 » . اين عرب جاهلى به دينى رو آورد كه كتاب آسمانىاش به قلم و نوشتن سوگند ياد كرده است « 2 » و وحى آسمانىاش با « قرائت » و « تعليم » آغاز گشته است « 3 » . آيا روش پيغمبر و تجليل قرآن از خواندن و نوشتن و
--> ( 1 ) . رجوع شود به رسالهء « پيامبر امّى » ، نوشتهء مرتضى مطهرى . ( 2 ) . « ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ » ( قلم / 1 ) . ( 3 ) . « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » ( علق / 1 - 5 ) .